| با اینکه خیلی نا فرمانیش رو می کنم.با اینکه روی دیدنش رو ندارم،با اینکه شرمنده همه محبت ها و مهربونی هاش هستم با اینکه شاید خیلی از اوقات فراموشش می کنم اما همیشه یاد اون به من آرامش می ده اون زمان هایی هم که با به خاطر آوردن اون آرامشم رو از دست می دم به خاطر گذشته بدی هست که داشتم به خاطر آینده ای هست که نمی تونم اون شایسته و بایسته دوست داشته باشم و بپرستمش.یاد اون کلام اون تمام و جودم رو غرق در آرامش می کنه.یکی از اون کلام ها تعهد خداوند بزرگ برای روزی دادن به بنده هاست.راستی چرا خدا این تعهد رو داده تعهدی که خلافی در اون نیست.فکر کنید اگه بنده های خدا بدون روزی می موندن چی می شد.چه اوضاعی پیش می یومد.چه اطمینان خاطری به انسان میده این تعهد چه امیدی |