ای مدینه کی زبان وا می کنی؟

 

زائرانت را تماشا می کنی؟
ای مدینه کی زبان وا می کنی؟

هرچه بی تابی ست ما آورده ایم
پس چرا امروز و فردا می کنی؟

هرچه میپرسیم زهرامان کجاست؟
تـو فقط ما را تماشا می کنی

ای مدینه کی زبان وا می کنی؟
ای مدینه کی زبان وا می کنی؟

زان وصیت نامهُ تو بر علی(ع)
تا ابد زین درد می سوزم ولی

کار تو تنها برای سوز نیست
غربت تو قصهُ امروز نیست

از همان روزی که احمد پر گشود
از همان روزی که رویت شد کبود

از همان وقتی غدیر بی یار شد
ثقل اکبر، ثقل اصغر خوار شد

غربت تو فاطمه(س) آغاز شد
در به روی فتنه هاشان باز شد

مکر آمد با نفاق پیوسته شد
دست های شاه دینم بسته شد

بغض کردی خشم کردی تا ابد
لیک دانستی که تحریفت کنند

پس سندهای قوی را ساختی
بـا جهادت ریشه شان انداختی

یک سند از محکمی همچون فدک
نه به تَـفَـل محو گردد نه کتک

قبر مخفی تو  یعنی یک سند
حق شناسان پیش آن زانو زنند

قبر مخفی تو یعنی یک جهاد
بـر تمام قلب های خفته، داد

قبر مخفی تو یعنی که غضب
ای که از خشمت غضب کرده ست رب

قبر مخفی تو ما را مشعلی ست
که همی گوید ولایت با علی (ع) ست

 این شعر هم از وبلاگ دوست خوبم (منتظران ظهور) بود با این که از کپی کاری خوشم نمی یاد اما دلم نیومد که این شعر زیبا رو براتون پست نکنم امیدوارم که بخونید و لذت ببرید و دعامون کنید.