این جا من هستم و جزیره ای بزرگ،جزیره ای که با و جود وسعتی زیاد گنجایش من و غم تنهایی هایم را ندارد.جزیره ای زیبا باسکوتی زیباتر که به زیبایی تمام غم سالهای تنهایی را باز گو می کند.از خود می گوید که سالهاست تنها سنگ صوبرم بوده و امروز غم سالهایی دور را فریاد می کند.و امروز غم روز های تنهایی را، که تنها او شنوای آن بوده فریاد می کند،و خواهد کرد... از این که مهمون جزیره زیبای من هستی خوشحالم. این جزیره با وجود تمام غم خودش با دیدن دوستان خوبی چون شما همه غم و قصه ها رو فراموش می کنه. پس با امدن و موندنت برای همیشه توی جزیره، من و اون رو از تنهایی در بیار و بگذار تا برای همیشه شاد باشیم... از گشت و گذارت توی جزیره زیبای من لذت ببر.
سلام.دوباره اومدم.روز هایی که گذشت بسیار خوب بود و من از اون راضی هستم امروز هم بعد از پشت سر گذاشتن اون همه ماجرا آمدم تا سلامی عرض کنم و مرخص بشم.راستش خسته هستم و چیزی برای گفتن ندارم.فقط همین رو بگم که خیلی خوشحالم خوشحال از این که دوستان خوبی مثل شما دارم.دوستایی که توی این یک سال هیچ وقت من رو تنها نگذاشتن.راستی توی این ماه جشت یک ساله شدن وبلاگم رو جشن می گیرم همتون دعوت هستیم سال جدید و رو با تغییرات شروع می کنم اگه نظری دارید خوشحال می شم بدونم.
به امید دیدار شما در یک شب بارانی(این جا داره بارون می باره جای همتون خالیه)
+
نوشته شده در یکشنبه 2 تیر ماه سال 1387ساعت 11:43 PM توسط محسن قلی زاده
| 0 نظر