این جا من هستم و جزیره ای بزرگ،جزیره ای که با و جود وسعتی زیاد گنجایش من و غم تنهایی هایم را ندارد.جزیره ای زیبا باسکوتی زیباتر که به زیبایی تمام غم سالهای تنهایی را باز گو می کند.از خود می گوید که سالهاست تنها سنگ صوبرم بوده و امروز غم سالهایی دور را فریاد می کند.و امروز غم روز های تنهایی را، که تنها او شنوای آن بوده فریاد می کند،و خواهد کرد... از این که مهمون جزیره زیبای من هستی خوشحالم. این جزیره با وجود تمام غم خودش با دیدن دوستان خوبی چون شما همه غم و قصه ها رو فراموش می کنه. پس با امدن و موندنت برای همیشه توی جزیره، من و اون رو از تنهایی در بیار و بگذار تا برای همیشه شاد باشیم... از گشت و گذارت توی جزیره زیبای من لذت ببر.
زائرانت را تماشا میکنی؟ ای مدینه کی زبان وا میکنی؟
هرچه بی تابی ست ما آورده ایم پس چرا امروز و فردا می کنی؟
هرچه میپرسیم زهرامانکجاست؟ تـو فقط ما را تماشا می کنی
ای مدینه کی زبان وا میکنی؟ ای مدینه کی زبان وا می کنی؟
زان وصیت نامهُ تو برعلی(ع) تا ابد زین درد می سوزم ولی
کار تو تنها برای سوزنیست غربت تو قصهُ امروز نیست
از همان روزی که احمد پرگشود از همان روزی که رویت شد کبود
از همان وقتی غدیر بی یارشد ثقل اکبر، ثقل اصغر خوار شد
غربت تو فاطمه(س) آغازشد در به روی فتنه هاشان باز شد
مکر آمد با نفاق پیوستهشد دست های شاه دینم بسته شد
بغض کردی خشم کردی تاابد لیک دانستی که تحریفت کنند
پس سندهای قوی راساختی بـا جهادت ریشه شان انداختی
یک سند از محکمی همچونفدک نه به تَـفَـل محو گردد نه کتک
قبر مخفی تو یعنی یک سند حق شناسان پیش آن زانو زنند
قبر مخفی تو یعنی یکجهاد بـر تمام قلب های خفته، داد
قبر مخفی تو یعنی کهغضب ای که از خشمت غضب کرده ست رب
قبر مخفی تو ما را مشعلیست که همی گوید ولایت با علی (ع) ست
این شعر هم از وبلاگ دوست خوبم (منتظران ظهور) بود با این که از کپی کاری خوشم نمی یاد اما دلم نیومد که این شعر زیبا رو براتون پست نکنم امیدوارم که بخونید و لذت ببرید و دعامون کنید.
+
نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد ماه سال 1387ساعت 12:18 PM توسط محسن قلی زاده
| 1 نظر