این جا من هستم و جزیره ای بزرگ،جزیره ای که با و جود وسعتی زیاد گنجایش من و غم تنهایی هایم را ندارد.جزیره ای زیبا باسکوتی زیباتر که به زیبایی تمام غم سالهای تنهایی را باز گو می کند.از خود می گوید که سالهاست تنها سنگ صوبرم بوده و امروز غم سالهایی دور را فریاد می کند.و امروز غم روز های تنهایی را، که تنها او شنوای آن بوده فریاد می کند،و خواهد کرد... از این که مهمون جزیره زیبای من هستی خوشحالم. این جزیره با وجود تمام غم خودش با دیدن دوستان خوبی چون شما همه غم و قصه ها رو فراموش می کنه. پس با امدن و موندنت برای همیشه توی جزیره، من و اون رو از تنهایی در بیار و بگذار تا برای همیشه شاد باشیم... از گشت و گذارت توی جزیره زیبای من لذت ببر.
از موضوعاتی که توی وبلاگ به اون می پردازم خوشم نمی یاد.شاید دوست دارم که خیلی متفاوت باشه اما نمی دونم چه طوری باید این کار رو بکنم.دوست دارم مطلب ارزش خوندن داشته باشه اما نمی دونم نظر دیگران در مورد مطالب چیه.اغلب کسانی که به وبلاگم سر میزنن هر کاری انجام می دن جز خودن مطالب تا چه برسه به نظر دادن.دوست دارم از کسی کمک بگیرم اما هیچ کسی برای کمک کردن به منو جود نداره.دوست داشتم حداقل یکی از دوستانم وبلاگ و نویس بود تا شاید اون من کمک می کرد اما اطراف رو که نگاه می کنم کسی رو پیدا نمی کنم شاید کار من بین دوستانم مسخره به نظر بیاد.اما من برای اون ارزش خاصی قائلم.می دونی شاید اصلا نیازی به یه وبلاگ نداشته باشم و دارم وقت خودم رو هدر می دم.جایی می خوندم که از ابزار ساخت یک وبلاگ داشتن حرفی برای گفتن من حرفی برای گفتن دارم؟.اره دارم چون تقریبا کمتر پیش میاد که کسی شنوای صحبت های من باشه.به خیلی چیز ها فکر می کنم و درباره خیلی از چیزها شاید صاحب نظر باشم چون پشت اون فکری وجود داره.توی جمع کمتر صحبت می کنم و بیشتر دوست دام گوش بدم اگه قرار باشه صحبت کنم ساعت ها وقت نیاز اما اغلب اوقات چنین اتفاقی نمی یفته و حرفه ها همچنان ناگفته باقی می مونن.تا به چیزی معتقد نباشم درباره اون صحبت نمی کنم.خوب حاصل تمام این رفتار ها محسن یست که کمتر کسی اون رو میشناسه می دونه که به چی فکر می کنه و تصمیم به چه کاری داره.این جا هم نتونسته تمام افکار من رو پوشش بده و بیشتر به مسائلی پیش پا افتاده پرداخته شده یا درباره مسائل مهم به اندازه کافی صحبت نشده.با وجود سکوتی که از خودم براتون گفتم خیلی دوست دارم که کسی باشه تا تمام اون چیزهایی که قراره بنویسم رو برای اون بگم.نوشته ها اعجاب نگیزن و من میخوام به این مهم دست پیدا کنم می خوام بتونم افکارم رو همون طوری که هست به رو صفحه کاغذ بیارم می دونم که این کار چندان ساده نیست و نیاز به تمرین و ممارست داره .خوب شاید اینجا اون جایی که قراره نوشته های من به بلوغ کافی برسه.وقتی که قراره برای کسی جز خودت مطلب بنویسی کار سخت می شه باید نوشته خودت رو به خوبی آراسته کنی اون رو رنگ کنی و در جایی مناسب به نمایش بگذاری.کار هایی که کمتر به اون ها عمل کردم.یکی از مشکلات من شاید محاوره ای نوشتن من باشه که البته سعی کردم این طوری نباشه اما به گذشته که نگاه می کنم می بینم که تقریبا هیچ کاری نکردم.خوب حالا با تمام این اوصاف چه طوری می شه به شکل دیگه ای نوشت به شکل دیگه ای با مخاطب ارتباط برقرار کرد.این سوالات ذهن من رو به خودش مشغول کرده و به دنبال پاسخی برای اون ها هستم.نمی دونم این مطلب رو خوندید یا نه اما اگه خوندید و نظری برای بهبود نوشته هام دارید حتما برام بنویسید قول میدم که با پست مطالبی بهتر، مطالبی که به کمک راهنمایی های شما دوستان خوبم موفق به نوشتن اون ها شدم جبران محبت شما رو بکنم.
به امید زوری که نوشته های من سهمی رو توی قلب های مهربون قشنگ شما داشته باشه .
+
نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد ماه سال 1387ساعت 00:58 AM توسط محسن قلی زاده
| 3 نظر